عشق كهكشاني
تقديم به عشقم
از عشق بنويسم يا از تو؟كه تو همان عشقي و عشق همان تو
نميدانم چگونه است كه تو در نا خود آگاه من تلنگري
تلنگري كه من را به تو پيوند ميدهد

هرچی که روزها میگذرن، احساسات من قوی تر میشه
به او بگویید دوستش دارم
به صاحب چشمانی که آرامش قلب من است
به صاحب دستانی که گرمای وجود سرد من است
به صاحب قلبی که برای من است
به او بگویید نگاهش زندگی را به من آموخت
عشق را... محبت را... زیبایی را...
بگویید قلبم همیشه برای اوست!!
حس می کنم هر روز به دیروز نزدیکتر می شوم
نگاه پر از مهربانیت
کلام پر مهرو عاطفه ات
واژه های آشنا و ناآشنایت
به من فهماند که عشق هنوز اعتبار دل دادن دارد
و من دیوانه همچون گذشته
غرق در احساسات پاک کودکانه ام
و تا ابد عاشق تو خواهم ماند
تا اعتبار دل را بر فراز آن بنشانم
ای همه دنیای من
آرزو دارم زیر سقفی از مهربانی
برای هم باشیم
همچون آینه
صداقت را نثار همدیگر کنیم
در شبی که آسمان تیره ابرهایش در همه گره خورده اند
نوری ببینم
نوری که من و تو را به هم برساند
تو بدانی من تو را دوست دارم
و من بدانم تو مرا میخواهی ...
و
آنگاه به دل ابرهای گره خورده برویم ...
| [ 1 ][ 2 ][ 3 ][ 4 ][ 5 ][ 6 ] |
8
1
6
1