عشق كهكشاني

تقديم به عشقم

از عشق بنويسم يا از تو؟كه تو همان عشقي و عشق همان تو

نميدانم چگونه است كه تو در نا خود آگاه من تلنگري

تلنگري كه من را به تو پيوند ميدهد 



نوشته شده توسط پوريا | در 12/7/1389 ساعت 19:25 | آرشيو نظرات (1)| نمایش : 1487 بار

As days go by, my feelings get stronger,
 
To be in ur arms, I can\\'t wait any longer. 
 
Look into my eyes & u\\'ll see that it\\'s true, 
 
Day & Night my thoughts r of U.. 
 
هرچی که روزها میگذرن، احساسات من قوی تر میشه 
 
برای در آغوش تو بودن نمیتونم بیش از این صبر کنم 
 
به چشمام نگاه کن، خواهی دید که حرفام راسته
 
شب و روز تمام افکارم ماله تو هستن


نوشته شده توسط پوريا | در 23/6/1389 ساعت 15:27 | آرشيو نظرات (0)| نمایش : 670 بار

9


نوشته شده توسط پوريا | در 23/6/1389 ساعت 15:25 | آرشيو نظرات (0)| نمایش : 647 بار

به او بگویید دوستش دارم 
به صا
حب چشمانی که آرامش قلب من است 
به صاحب دستانی که گرمای وجود سرد من است 
به صاحب قلبی که برای من است 
به او بگویید نگاهش زندگی را به من آموخت 
عشق را... محبت را... زیبایی را... 
بگویید قلبم همیشه برای اوست!!


نوشته شده توسط پوريا | در 23/6/1389 ساعت 15:22 | آرشيو نظرات (0)| نمایش : 641 بار

حس می کنم هر روز به دیروز نزدیکتر می شوم 
نگاه پر از مهربانیت 
کلام پر مهرو عاطفه ات 
واژه های آشنا و ناآشنایت 
به من فهماند که عشق هنوز اعتبار دل دادن دارد 
و من دیوانه همچون گذشته
غرق در احساسات پاک کودکانه ام 
و تا ابد عاشق تو خواهم ماند 
تا اعتبار دل را بر فراز آن بنشانم
ای همه دنیای من
آرزو دارم زیر سقفی از مهربانی
برای هم باشیم
همچون آینه
صداقت را نثار همدیگر کنیم

 


  


نوشته شده توسط پوريا | در 23/6/1389 ساعت 15:19 | آرشيو نظرات (0)| نمایش : 638 بار

8


نوشته شده توسط پوريا | در 7/6/1389 ساعت 15:03 | آرشيو نظرات (0)| نمایش : 679 بار

1


نوشته شده توسط پوريا | در 7/6/1389 ساعت 15:03 | آرشيو نظرات (0)| نمایش : 642 بار

6


نوشته شده توسط پوريا | در 5/5/1389 ساعت 01:59 | آرشيو نظرات (0)| نمایش : 711 بار


در شبی که آسمان تیره ابرهایش در همه گره خورده اند 

نوری ببینم 

نوری که من و تو را به هم برساند 

تو بدانی من تو را دوست دارم 

و من بدانم تو مرا میخواهی ... 

و 

آنگاه به دل ابرهای گره خورده برویم ...


نوشته شده توسط پوريا | در 5/5/1389 ساعت 01:50 | آرشيو نظرات (0)| نمایش : 651 بار

1


نوشته شده توسط پوريا | در 5/5/1389 ساعت 01:45 | آرشيو نظرات (0)| نمایش : 646 بار

[ 1 ][ 2 ][ 3 ][ 4 ][ 5 ][ 6 ]